تبليغاتX
نوشته های سیاسی دایی محسن

نوشته های سیاسی دایی محسن

من یک "بالاترینی" هستم

اتحاد وبلاگ نویسان ایرانی در اعتراض به اعدام فعالین حقوق بشر در ایران

                               اتحاد دوباره وبلاگ نویسان ایرانی
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 21:50  توسط  دایی محسن  | 

به یاد یعقوب ایران زمین

یعقوب جان، خاموشیت به اندازه ای سخت است که در باور نمی گنجد. آخر چرا؟ مگر

گناه تو چه بود؟

یعقوب جان، آیا تو فکر کرده ای که میتوان تو را خاموش کرد؟ این فکر تنها ممکن است

به ذهن ابلهانی خطور کند که فکر کردند خاموشی شمع وجود تو، فریاد حق طلبانه ات

 را خاموش خواهد کرد، اما همگی نیک میدانیم که هر قطره ای که از شمع وجود

تو بر پهنه ی این خاک دردمند چکید، به سان سرو آزاده ای خواهد بود که تا ابد،

همچون چشمان روشن تو به افقهای دور دست خواهد نگریست و فریاد آزادی و

آزادگی را سر خواهد داد.

 

یعقوب جان! آیا آنانکه تو را از میان ما بردند، ندانستند که ما نیز هم جرم تو بودیم؟

نمیدانند برای خاموشی تو، باید حنجره ی هزاران ایرانی آزادی خواه را پاره کنند؟

آری، آنها می میدانستند که تو تنها نیستی، ولی در لایه های تاریک مغز خاک گرفته

شان، اینچنین اندیشیده اند که با خاموش کردن فریاد حق طلبی تو، دیگر فریادها

جرئت قد کشیدن نخواهند داشت و میتوانند تا ابد، بدون شنیدن صدای آزادی خواهی

دردمندان، که هر شب کابوسهای سیاهشان را در هم می شکند، به مراد خاطر بر

این خاک دردمند فرمان برانند!

 

نه یعقوب جان! آنها باز هم نتوانستند از کم کار ترین عضو بدنشان استفاده کنند. این

دین به دنیا فروشان، چون خودشان بنده ی درم شده اند، اندیشیده اند که فریادها را

میتوان یا با درم خاموش کرد و یا با سرنیزه! اما دیگر ندانسته اند که:

 " بر سر نیزه

میتوان تکیه نمود ولی بر سر آن نمیتوان نشست! "

 

یعقوب جان، من رویایی دارم. رویایی که هر شب آن را میبینم. یعقوب جان، میدانم که

باور نخواهی کرد، اما من هر شب، پس از آنکه چشمان خود را که از درد نسل اسیر

وطنم به جوشش افتاده است بر هم میگذارم، خاک پاک ایران زمین را می بینم که

سراسر سبز است. وطنم خود را به گونه ای که دلخواه خودش است به من

می نمایاند تا مبادا از یادم برود که من، از پستان این مادر شیر آزادی نوشیده ام و هرگز

نباید اجازه بدهم حق مرا از میان ببرند. همان حقی که فرزند پاک مادرمان ایران،

کوروش کبیر، برای اولین بار به جهانیان مرحمت نمود.

 

ای نسل اسیر وطنم! مادرمان از درد به فریاد افتاده است. تا به کی تنها نظاره گر

خواهی بود؟ ای نسل دردمند ایران زمین! مادر را دریاب. مادر من، مادر توست. آیا تو

نیز همانند این دد منشان خود را به بهایی رایگان فروخته ای؟ آیا مادر را فراموش کرده

ای؟ مادرمان چشم امید به دستان تو دارد، ناامیدش خواهی کرد؟؟

 

یعقوب جان، این را بدان که اگر تو بدون رسیدن به یوسفت از میان ما پر کشیدی، ما همچنان هستیم. آیا

ما نمیتوانیم خط شکنانی باشیم که مادرمان را به یوسف تو برسانیم؟ آری، روزی خواهد رسید که

یوسف آزادی، ندای خود را همچون آفتاب بر سر تا سر ایران زمین بگستراند و آن روز، چقدر جای تو خالی

خواهد بود.

 

یعقوب ایران زمین، در جایگاه ابدی خود آرام بخواب.....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 20:11  توسط  دایی محسن  | 

کاربران اینترنت در ایران از سال 84 زیر نظر هستند

بر طبق سند زیر که به تاریخ ۱۸/۵/۱۳۸۴ است، کلیه ی خدمات دهندگان اینترنت در

ایران مکلف میشوند تا تمامی اطلاعات خصوصی مشتریان خود را به مدت ۹۰ روز حفظ

کرده و در صورت لزوم به مراجع اطلاعاتی کشور تسلیم نمایند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 3:47  توسط  دایی محسن  |